23  

مگه میشه واسه روابط زمان تعیین كرد؟
مگه میشه گفت مثلا تو تا اخر سال باش بعدش دیگه نباش؟
مگه میشه وقتی یكی اينو ميگه دل طرفش نشكنه؟غصه رو قلبش نشینه؟اشكاش در نیاد؟صداش نگیره؟درد نكشه؟
صاف تو چشام نگاه میكنه ميگه تا اخر سال باهمیم تو این مدت هم همونی میشم كه تو میخای!!!!خو من كه مردم!!
دیگه جووون میمونه واسه من كه زندگی كنم و نفس بكشم؟؟ترس كه میشه همخواب من!!!
نگین ، توروخدا نگین ازین حرفا به دخترا،قلب یه بار میمیره!شاید بشه باز عاشق شد ولی تو اون

ادامه مطلب  

دنیام بی تو پر غمه  

دنیام بی تو پرغمه   بی تو دلم پرغصه
دلم بی تو تنگه  زندگیم بی تو سیاهه
اخه کجای دنیا تورو پیدا کنم
که تو نیستی حالم از همه دنیا گرفته است
زندگی برام بدم میگذره بی خبری ازت مثل درده
یه عمره چشام واسه دیدنت چشم انتظاره
نا امیدم کن بیا و تا ببنیممت گل مهربونم
تنها نشدی تا بفهمی درد تنهایی چیه
درد تنهایی داره منو میکشه
 بیا و منو از این تنهایی در بیار
اخه بی تو زندگی عین درده
دردی که تمومی نداره و همه زندگیمو گرفته
غم تو چشام ی منه
عشق بد دردیه
عاشق

ادامه مطلب  

دنیام بی تو پر غمه  

دنیام بی تو پرغمه   بی تو دلم پرغصه
دلم بی تو تنگه  زندگیم بی تو سیاهه
اخه کجای دنیا تورو پیدا کنم
که تو نیستی حالم از همه دنیا گرفته است
زندگی برام بدم میگذره بی خبری ازت مثل درده
یه عمره چشام واسه دیدنت چشم انتظاره
نا امیدم کن بیا و تا ببنیممت گل مهربونم
تنها نشدی تا بفهمی درد تنهایی چیه
درد تنهایی داره منو میکشه
 بیا و منو از این تنهایی در بیار
اخه بی تو زندگی عین درده
دردی که تمومی نداره و همه زندگیمو گرفته
غم تو چشام ی منه
عشق بد دردیه
عاشق

ادامه مطلب  

دلم برات تنگ ميشه ..على عبدوالمالکى  

وقتی هوا ابری وقتی هوا صاف
وقتی چشام داره رویات و میبافه
دلم برات تنگ میشه
وقتی دلم تنگه وقتی دلم گیره
وقتی یکی داره از زندگیم میره
دلم برات تنگ میشه
برگا میریزه بارون که میباره
وقتی یکی ميگه خیلی دوسم داره
دلم برات تنگ میشه
روزای بارونی وقتی هوا سرده
وقتی یکی ميگه میره که برگرده
دلم برات تنگ میشه
دلم برات تنگ میشه
دلم برات تنگ میشه
دلم برات تنگ میشه
 
وقتی یکی رو من چشماش میبنده
وقتی یکی داره مثل تو میخنده
دلم برات تنگ میشه
هر موقع میبینم جات

ادامه مطلب  

جدايي  

وقتی هوا ابری وقتی هوا صافه وقتی چشام داره رویاتو میبافه دلم برات تنگ میشه وقتی دلم تنگه وقتی دلم گیره وقتی یکی داره از زندگیم میره دلم برات تنگ میشه برگا که میریزه بارون که میباره وقتی یکی ميگه خیلی دوستم داره دلم برات تنگ میشه روزای بارونی وقتی هوا سرده وقتی یکی ميگه میره که برگرده دلم برات تنگ میشه وقتی پره بغضم وقتی غروب میشه وقتی که دلتنگیم با گریه خوب میشه وقتی یکی رو من چشماشو میبنده وقتی یکی داره مثل تو میخنده دلم برات تنگ میشه هر موق

ادامه مطلب  

جمعه  

سلووووم داداش گل صبح قشنگت بخیر
جات خالییی داره بارووون میاد به شدت از دیروز وای که چقد خوبهر
چقد دلم میخاد بخوابم به به بعد کنکور مث خرس میخابم
اخیییش چشام هیلی درد میکنه نمودونم چرا ؟
دلم برات تنگه کاش اينو میتونستی ددرک کنی راقب خودت باش
ازخدامیخام هرجاهستی سالم و سلامن کنار خانومت به عشق و خوشی زندگی کنین

ادامه مطلب  

پررو بازي كلاغ و خرس  

       یه كلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن كلاغه سفارش چایی میده چایی رو كه میارن یه كمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار.
مهموندار ميگه: «چرا این كارو كردی؟»
كلاغه ميگه: «دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!»
چند دقیقه میگذره باز كلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه كمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار ميگه: «چرا این كارو كردی؟»
كلاغه بازم ميگه: «دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!»
بعد از چند دقیقه كلاغه چرتش میگیره. خرسه كه اينو

ادامه مطلب  

تعطیلات مزخرف  

دیروز اومدم خونه
دیروز ک ن دیشب 
همه خوابیده بودنو من بیدارم بودم تا ساعت ۲
همه توو سالن خوبیدیم بخاطر بچه ها 
بابام ساعت ۴بیدار شد ک بره وضو بگیره 
اول ک پا شد من بیدار شدم دیدم داره پتو میندازه روی امیر چشام بسته شد 
یهو چشام باز شد دیدم با ی حالت نامتعادلی داره میره سمت دسشویی از خستگی نتونستم پاشم باز چشام بسته شد
ک یهو یه صدای مهیب اومد 
ناخواسته از جا پریدم رفتم سمت دسشویی دیدم بابام افتاده دم در توو راهروی دسشویی 
من با دستام دهنمو گرف

ادامه مطلب  

تو!همه جا هستی، حتی تو یادم!  

بی حال بودم
شاید کسل و یکم خسته چسبیده بودم به پتو و داشتم کانال کاف و زیر و رو میکردم
دروغ چرا یوقتایی هم بتو فکر میکردم ه یهو این جمله خورد به چشم:
"‏اونی که داره با تنهاییش حال میکنه، با یه آدم تو دلش داره زندگی میکنه"
دیدم راست ميگه
من صبح که پامیشم اگه فرصت باشه و صندلی بزارم جلو تراس که باد بپیچه تو موهامو و از سرما مورمورم بشه تا بلکه ویندوزم آپدیت شه بی شک یااااااااااادت میکنم،رویاهامو باتو مرور میکنم
تو مسیر شرکت هرازگاهی وقتی بعد آهن

ادامه مطلب  

عنوان ندارد  

چشام اصن تعادل ندارن یهو میبینی همه چی شفافه
یهو دنیا تار میشه
گاهی خودمم کلافه میشم
میتونم درس بخونم ولی زیاد که میخونم 
تار میشه
دیدم بد نیست 
ولی خویم نیست
چشام بهتره و لازم نبود که لنز بذارم
فقط خشکی چشام موندا و مدارم دارم چربش میکنم 
و اشک مصنوعی میریزم
+با مامان حرف زدم و 
فهمیدم زوری در کار نیست 
خب قبلا اگه خواستگار بود 
خیلی سر دسی میگرفتم و خانوادمم همینطور
ایندفه که جدی گرفتن یکم ترسیدم 
که نکنه ...
با اینکه ته دلم مطمئنم میخوام بگ

ادامه مطلب  

دستانش  

وقتی دست تو دستت عشقته و آروم یه فشار کوچیک به دستت میده …
بی تفاوت ازین فشار رد نشیا
داره باهات حرف میزنه

ميگه دوست داره!
ميگه هوات و داره!
ميگه حواست به من باشه!
ميگه حواسش بهت هس!
ميگه تنها نیستیا!
ميگه….
تو هم همینجور که دستت تو دستشه
آروم انگشت شصتت و بکش رو انگشتاش…
آرهیه وقتایی بی صدا و بی نگاه حرف بزنین

ادامه مطلب  

بهترینم  

 
تو چشایه تو یه حسیه انگار که منو میکشه هر دفعه هر باربا تو این ماجرا هی میشه تکرارو دیوونم میکنه منو دیوونم میکنهتو تویه چشمات یه حالتی داری که دلمو به زانو در میارینگاهات میزنه ضربه ی کاری و دیوونم میکنه داره دیوونم میکنهآخه عاشقم چه کنم دلم کسی رو غیر تو نمیبینه دیگهنفسم تویی همه کسم تویی تو چشام نگاه کن ببین داره ميگهآخه عاشقم چه کنم دلم کسی رو غیر تو نمیبینه دیگهنفسم تویی همه کسم تویی تو چشام نگاه کن ببین داره ميگه
 
تمامه ه

ادامه مطلب  

دلم فرياد ميخواهد ولي در انزواي خويش‌!  

همین چند روز پیش بود كه خوابشو دیدم ! "ح رو میگم" .. خوابی بسیار خوب ... پر از احساس خوب بودم .. پر از نشاط بودم كنارش، با اینكه توی خواب هم خیلی خوب میدونستم ما همپای هم نیستیم و اون به جای دیگه ای تعلق داره !
رفت و امد بود ... یه جایی بودیم ... استاد هم بود .. و من یه جورایی مراقب رفتارم هم بودم ..
بعد نشسته بودیم سر یه میز ... اون هم كنارم بود .. من سعی میكردم فاصله مو نگه دارم، چون لحظه به لحظه اش یادم بود و اگاه بودم كه اون یه عروس داره كه تو خونه منتظرشه و ب

ادامه مطلب  

شب آخر  

شب آخر كه میخواستم از كنفرانس، یعنی در واقع شهرش برگردم، گفتم یه بار دیگه برم در خونش و از پشت پنجره ی اتاقش باهاش خدافظی كنم!! همون شبی كه روزش همديگه رو توی دانشگاه دیده بودیم، هول شده بودیم و از همديگه فرار كرده بودیم!!
دعا دعا میكردم یكم از پرده اتاقش كنار رفته باشه تا من بتونم از دور ببینمش!! ساعت حدود ده و نیم، یازده شب بود و تقریبا دیگه كسی توی خیابونا و كوچه ها نبود!! با استرس و اشتیاق رسیدم دم محوطه بیرونی ساختمونش!! همونجا واستادم!! نگاه

ادامه مطلب  

56#  

بعد از بالاخره یک هفته بدو بدو کناره بخاری دراز کشیدم 
ناهارمو خوردم...کسی خونه نیست...
دلم‌میخاد سیب زمینی سرخ شده ی مدلِ رستورانی درس کنم اما سسِ قرمزمون تموم 
شده و نمیتونم تا سره خیابون برم و نمیتونمم زنگ بزنم بیارن
اوممممم...چشامم در حال رفتن هستن و توی ذهنم یه صدایی هه ی داره تکرار میشه
و ميگه مشقای زبانو یادت نره
اما چون‌مشقای زبان شامل یه لیسینیگ هم میشن من واقعا سختمه که برم و بشینم
و لیسینیگ رو پیدا کنم و بعد بنویسم
و یه قسمتِ مغزم از

ادامه مطلب  

56#  

بعد از بالاخره یک هفته بدو بدو کناره بخاری دراز کشیدم 
ناهارمو خوردم...کسی خونه نیست...
دلم‌میخاد سیب زمینی سرخ شده ی مدلِ رستورانی درس کنم اما سسِ قرمزمون تموم 
شده و نمیتونم تا سره خیابون برم و نمیتونمم زنگ بزنم بیارن
اوممممم...چشامم در حال رفتن هستن و توی ذهنم یه صدایی هه ی داره تکرار میشه
و ميگه مشقای زبانو یادت نره
اما چون‌مشقای زبان شامل یه لیسینیگ هم میشن من واقعا سختمه که برم و بشینم
و لیسینیگ رو پیدا کنم و بعد بنویسم
و یه قسمتِ مغزم از

ادامه مطلب  

 

بهش گفتم مغزم داره میپوکه از این همه افکار پوچ گفتم حالم بده از نشدنا از حرفای نگفته گفتم دلم میخواد بالا بیارم رو این زندگی و همه چی رو ول کنم و برم و دگ مجبور نباشم قوی باشم و تحمل کنم این وضعو.
زل زد به مشکیِ چشام گفت درسته که کم اوردی ولی کم نیار سما.
لبامو فشردم رو هم و گفتم باشه !

ادامه مطلب  

یک اصطلاح  

داشتم فکر می کردم چرا حافظ ميگه " بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی است؟" آیا چشم آدم از حیرت می سوزد؟ این اصطلاح مثلا قدیما بوده حالا ور افتاده. چشمم از حیرت سوخت. از تعجب چشام سوخت. حالا ما اينو نمی گیم. میگیم" از تعجب شاخ درآوردم" یا از این قبیل. 
نکته بعدی عکس العمل "سوینکا" نوبلی ادبی آفریقایی بود به انتخاب شدن ترامپ. گرین کارتش رو پاره کرد. یعنی تدریس در دانشگاه های ییل و غیره را بدرود گفت و برگشت به آفریقا.

ادامه مطلب  

قصه ی ما و دگرون وای به حال دگرون  

بعضیا باید دست یه نفرو بگیرن بعد لبشو بعد باهاش بخوابن تا ببینن دوسش داشته باشن یا نه.
باید برعکس باشه
اول دوسش داشته باشی بعد با کلی استرس دستشو بگیری بعد لبشو بعد . 
من دوست دارم. دوس دارم فقط نگات کنم. از دستت بالا برم. از لبت بالا برم. چشام ماتت شه. چشام با لالایی صدات خوابش ببره

ادامه مطلب  

 

خدایااااااااااااااااااااااا عاشقتممممممممممممم
خدایا چرا هوای اسمونت گرفتس ببار ببار خدایااااا
ببار اروم شی عین هوای دل من نباش هوای دل منم داره میباره
داره میباره واس کسی ک دو ماهه  انتظار حتی از پشت دیدنشو داشتم داره میباره
ولی دیدمش خدایاااااا
خدایا نمیدونم چ حکمتی داره هر دفه هوا اینجوری میشه و منم حالم بده خوشحالم میکنی...
اینجوری چشام بیشتر میباره خدا ..بیشتر وجودتو حس میکنه
بیشتر واس خطاهایی ک کردم پیشت شرمنده میشم
میخاسم امسال پ

ادامه مطلب  

 

حقیقتش اینه که من دوسِت داشتم. خیلی زیاد. یجور خاصی. از این حالتایی که حالِت حالم و عوض میکرد. از این مدلا که وقتی میخندیدی ته دلم خوشحال میشد. وقتی بعد مدددت ها گریه میکردی چشام پر اشک میشد، زیر لبم با خودم حرف میزدم میرفتم یه گوشه میشستم.
خییلی م وایسادم. بنظر خودم میتونم سرم و پیش خودم بالا بگیرم.
من از وقتی که تو حتی نمیدونستی وایساده بودم تا الان که هنوز نفمیدی. شایدم نمیخوای بفمی. میدونی، هنوزم ترجیح میدم اینجوری فک کنم تا اینکه فهمیده باش

ادامه مطلب  

من امروز شکستم.  

قبلنا اگه دوست نداشت چیزی بفهمم تفره میرفت، بحث عوض میکرد یا یه جواب پرتی میداد تا هم واقعیتُ نگفته باشه هم دروغ!
اما امروز...
انقدر واقعی تو چشام نگاه کرد و دروغ گفت که من به خودم شک کردم که شاید من دارم اشتباه میکنم!
انقدری قبولش داشتم که از ذهنمم نگذره که داره انقدر ساده دروغ ميگه بهم!
انقدری بهش اعتماد داشتم که.‌‌‌..
اما دیگه ندارم.
+خیلی سختِ ازین ببعد به قابل اعتماد ترین مرد زندگیت نتونی اعتماد کنی!
+خیلی دردِ خودتُ تنها ببینی و اونو تو تی

ادامه مطلب  

 

باور نكن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
از من به من نزدیكتر تو
از تو به تو نزدیك تر من
با شنیدن این آهنگ یاد گذشته ها افتادم.
در حالی كه چكش می زدم سعی می كردم اشكی كه تو چشام جمع شده جاری نشه تا كسی نفهمه
یاد گذشته افتادن ینی دلم واسش تنگ شده
یعنی تنهام
ینی منه احمق هنوز دوسش دارم
چیزی شبیه موریانه داره روحم و می خوره
چیزی شبیه موریانه

ادامه مطلب  

چشام  

انقد خسته و تنها شدم .....
که باید برا پر کردنش به سمت هر غریبه ای پناه ببرم......
برا بعضیا خنده داره...برا بعضیام لذت بخش تنهایی و درد من....
زیر چشمام انقد سیاه شده که ببینی منو نشناسی......
نیاز به وانمود کردن نیست.....
قرار بود من تو رو ببینم بگم شما....
همه چی عکس اونی شد فک میکردم ...
هیچ قصاصی و انتقامی نی......
دنیا هم دار مکافات نی........
 
 

ادامه مطلب  

 

حالم خوبه خداروشکر.
ولی خوب میشد آدما میدونستن دل شکستن هنر نیس.
چقد خوبه مامانم پشتمه چقد خوبه یکی هست که تو همه شرایط زتدگی حواسش بهت بوده و هست .خوبه که یکی هست همه حرفای دلمو میدونه بدون اینکه بترسم فاش بشه.
_خدا همه مامانا رو سالم نگه داره
_بازم دوشنبه ولی اینسری زیاد نحس نبود چون تعطیل بود.
_یاد وقتایی افتادم که بعد گریه طولانی چشام میسوخت

ادامه مطلب  

 

حالم خوبه خداروشکر.
ولی خوب میشد آدما میدونستن دل شکستن هنر نیس.
چقد خوبه مامانم پشتمه چقد خوبه یکی هست که تو همه شرایط زتدگی حواسش بهت بوده و هست .خوبه که یکی هست همه حرفای دلمو میدونه بدون اینکه بترسم فاش بشه.
_خدا همه مامانا رو سالم نگه داره
_بازم دوشنبه ولی اینسری زیاد نحس نبود چون تعطیل بود.
_یاد وقتایی افتادم که بعد گریه طولانی چشام میسوخت

ادامه مطلب  

مینیمال هایی از زندگی  

بخاطر کاهش وزن خوبی که تا الان داشتم دو روز پیش واسه خودم یه دسته گل میخک صورتی خریدم.گذاشتمش توو گلدون روی اُپن...حس خوبی داره.
دیشب به همسرجان ازین حس خوب گفتم که چقدر گل توو خونه انرژی مثبت و حس خوب منتقل میکنه به آدم...چند ثانیه توو چشام نگاه کرد و لبخند زد و گفت: من پنج ساله این حسُ دارم....
لاحول ولاقوه الا بالله العلی العظیم

ادامه مطلب  

حرف دل(207)  

نمیدانم چگونه زبانم را به زیباترین واژه ها آغشته کنم کاش سرمه بودی تا به چشام میچشیدم،چون میخوام عزیز بودنت رو هر لحظه بخاطر بسپارم و اینکه  رو چشام جا داری،برام مهم و عزیزی،به وسعت آفاق،و به وسعت دریا هم که باشم عاجزم از بیان دلتنگیهایم  ،خواستم با این نوشته  ناقص افشاء کنم تمام دلداگی ام را وهمچنین  بهونه ای  برای یادآوری اینکه تو برام همیشه عزیزی و عزیز خواهی بود ،انشاله که همیشه سبز و جاوید باشی که بودنت خدایی و قدسی است،ممنون بودنتم

ادامه مطلب  

بیمزه ها  

علی كوچولو از خواب پا میشه میبینه مامانش نشسته رو شیكم باباش و داره تند تند بالا پایین میپره یهو ميگه: مامان داری چیكار میكنی؟ مامانش هول میشه ميگه: هیچی عزیزم. شكم بابات گنده شده بود دارم بادش رو خالی می كنم. علی ميگه: مامان جون این كارا فایده نداره چون فردا كه بری سر كار دوباره دختر همسایه پایینی میاد خونمون با دهنش تو شكم بابا فوت میكنه
 
یارو رفت مهمونی . به بچه گفت: بابات كجاست؟ بچه گفت: حموم. مامانت كجاست؟ گفت: حموم یارو: چیكار میكنند؟ بچه:

ادامه مطلب  

 

انگشتاشو فشار میداد به کف دستش . می گفت اینجوری کم کم آروم میشه. می خواستم بگم می تونه به جاش دست منو محکم بگیره . نگفتم. توی شلوغی نمی تونستم چهره شو با دقت ببینم. لعنت به شلوغی! می خواستم بگم لعنت به چشام که حیفه چشاته اگه نگاشون کنی .نگفتم . سه چهار تا کتاب و به سختی با یه دستش گرفته بود و به قفسه سینه ش تیکه میداد!با خودم میگفتم کاشکی من سه چهار تا کتابه تو دستش بودم،کاش انگشتاش بودم ! می خواستم بگم می تونم براش نگهشون دارم . نگفتم;)به مقصد که رسی

ادامه مطلب  

 

دیگه بازدید کننده ها داشتن زیاد میشدن :|
 
+همین  عصابیو بد اخلاقی رو میان میگن ما ی دوره هیجانات روانی یا چمدونم میگرن های عصبی رو گزروندم..
هووووف   :///
 
++این اولین باره ک دارم سر ی کار ساختمونی واقعا ی مهندس میبینم...
ما ک خونمونو ساختیم مهندسش همون اوایل تصادف کرد و علیل شد .:|.. 
اینجا ی مهندسه هس ک همیشه بالاسر کارگرا هس..
ی کلاه افتابی هم داره...منم ک از مدرسه اون تیکه راهو تا دم خونه پیاده میرم زل میزنه تو چشام...  :|
 

ادامه مطلب  

۸  

گذشتم داره دیوونم می کنه
جالبه به موفقیتهام فکر نمی کنم یعنی اونا نمی اد جلو چشام.. فقط اشتباهاتمو مرور می کنم. گیج بازیهام. ساده بودنای بیش از حد. مهر طلبیهام. انگار اصلا نمی دونستم دور و برم چه خبره... الانم نمی دونم. 
یه تمرینی رو بهش فکر کردم که بیام و دیگه کلا به گذشته فکر نکنم. تا گذشته می اد جلو ذهنم فکرمو عوض کنم و سریع به آینده فکر کنم.  حتی اگه تعریف کردن خاطره ای باشه یا خاطرات خوب باشه.  امتحان کنم ببینم چی میشه به درد می خوره ... انگار ال

ادامه مطلب  

 

چند روزه که مهراد بَ را زیاد ميگه. دیگه دَ را نميگه. تمام روز دنبال باباجان (که بیشتر پیشش هست) میره و ميگه بََ بََ بَ... البته به نبی و گاهی اونهایی که دوستشون داره (مثل آجی) هم ميگه بَ بَ
دیروز هم "ک" را بعد از بَ گفت
دو سه روزه که لبهاش را جمع میکنه و ميگه "اووو". ازش عکس و فیلم هم گرفتیم

ادامه مطلب  

 

Are u ok?
سرمو تکون میدم به چپ و راست که یعنی نه! بیرونو نگاه میکنم،یه دسته از موهام افتاده رو صورتم،شالم سر خورده و داره میفته رو شونه م،شالمو رو سرم مرتب میکنم.
بازم یه چیزی میپرسه...are you d?
نمیفهمم چی ميگه،لهجه ش غلیظه،فقط بازم سرمو تکون میدم،احساس میکنم یه چیزی تو همون مایه های اینه که حالت خوبه؟!
موقعیت عجیبیه،من عجیبم،امشب عجیبه،من اینجا چیکار میکنم؟! میگم نه،حالم خوب نیست...کلا حس مزخرفی دارم که قابل وصف نیست
میرسم خونه،حال عجیبی دارم،یکرا

ادامه مطلب  

دلم گرفته  

مامان داره آهنگ دلکش رو گوش میکنه. 
بردی از یادم، دادی بر بادم ، با یادت شادم
دلم گرفته.اگه تنها بودم حتما گریه میکردم.یاد پسرعموم میفتم با اون حرفهای توهین آمیزش، یاد اونروزی که با زنش کارت عروسیشو آورد دم در خونه و با وقاحت تمام توی چشام نگاه کرد و گفت ما نتونستیم عروسیت بیایم معذرت میخوایم شما منزل خودته.دامادیش که من نرفتم.با اینکه عمومم عروسیم نیومد اما بابام دامادی این عوضی رفت کادوشم برد. متنفرم هم از عموم و هم از خانواده اش. من شش ماه

ادامه مطلب  

طناب  

طناب دار جلو چشامیه چهار پایه چوبی کهنه میرقصه زیر پاهامرفیقام قاطی دشمنام،نمیشه تشخیص دادشون از هممثل ضربه هایی که زده بودمنا منظم و پشت سر هممیاد جلو یه نفر با یه پارچه رو سریه ادم ترسو که داره فکرای زیادی توی سرنگاهش قفل تو چشام خالی میشه زیر پاهامیکم سر و صدا تــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــــام 

ادامه مطلب  

 

تو جاده پلیس جلو یه ماشینو میگیره و ميگه: چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده 100 هزار تومن شدی حالا میشه بدونم میخای باهاش چی كار كنی؟ مرد ميگه:میرم گواهینامه میگیرم زنش سریع ميگه :جناب سروان این وقتی اكس میزنه پرت و پلا زیاد ميگه بچشوون از اوون پشت ميگه بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نكنیم؟ یه صدا از صندوق عقب میاد :از مرز رد شدیم یا نه؟

ادامه مطلب  

سر درد عشقم  

ای خدا دارم میمیرم 
عشقم ميگه سر درد داره
انگار دنیا خراب شده رو سرم
وقتی فهمیدم سر درد داره کل بدنم درد کرد
خدایا درد و بلاش به جون من
نزار یه لحظه هم درد بکشه
ای خدا الهی فداش بشم 
قربون سرش برم اخه چرا درد میکنه فدای تو بشم
ای خدا نفسم میگیره بفهمم درد داره 
خدایا دردش رو بده به من 
درد نکنه سرش 
وای دارم دیوونه میشم

ادامه مطلب  

٠٠:١٩  

هی خودشو بهت نزدیك تر میكنه. اونقدری نزدیك میكنه كه یهو نمیفهمی چی شد كه اصن داری میبوسیش! بعد كه منتظری یه حرفی بزنه برمیگرده ميگه ببخشید یه حس گذری بود! بدتر از همه این قسمتش درد داره. این جایی كه اومده حساااابی احساستو قلقلك داده بعد ميگه از سر هوس بود! وای خدا واقعا دیگه دارم میتركم. یعنی این همه دختر توی این شهر حتما باید واسه هوست سراغ من میومدی؟ حتما باید با احساس من بازی میكردی؟

ادامه مطلب  

دندون های من کو؟  

این چندمین باره که مادر نگاه نگرانشو بین دهن و چشام می گردونه و ميگه که دیشب خواب دیده که چند نفر تمام دندونامو کشیدن 
اما نه با زور ميگه که تو خواب بهش گفتم  نه مامان جان چاره دیگه ای نیست بزار بکنن بره !
منم بعد از شنیدن حرفاش مثل هر بار میخندم و میگم مادر خوابه دیگه الکی تعبیر و تفسیرش نکن ، بعدش با قدم های بلند به سمت اتاقم میرم،درو پشت سرم میبندم و سرمو با تمام قدرت میکوبم به دیوار
 
پ.ن: شاید یه زمانی برسه که بعدش دندون مصنوعی مو در بیارم و

ادامه مطلب  

هشدار عفو بین‌الملل درباره اعدام قریب‌الوقوع یک زن ۲۲ ساله در ایران  

زینب سکانوند به جرم قتل شوهرش در ۱۷ سالگی به اعدام محکوم شده است.
ارسال

ارسال به فیس‌بوک
ارسال به تلگرام
ارسال به توئیتر
ارسال به گوگل‌پلاس
Share on Balatarin
ارسال به پینترست
ارسال به واتس‌اپ
ایمیل کردن به دوستان


نسخه چاپی
دیدن نظرات




عفو بین‌الملل، نهاد بین‌المللی و غیردولتی مدافع حقوق بشر، درباره اجرای حکم اعدام یک زندانی زن در ایران طی روزهای آینده هشدار داده است.
این نهاد بین‌المللی در بیانیه خود گفته که زینب سکانوند به ج

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1